...کاش با اندیشه ها بیگانه بودم free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
دکتر اصفهانی ممنون!!!!!!!!!![]()
فعلا فقط همین
خوشحالم...دیوونه م![]()
![]()
![]()
باران زده ی عشقم
می بارم و می سوزم
ای گریه ی خاموشی
با اشک نــَیـَفروزم
...
بقیه اش رو نمیذارم!
کتایون![]()
چه خشک، سرد، بی رمق
زمین، ستاره، آدمک
یک آسمان نقره ای
صدای ابرها نه و صدای قلبی شیشه ای
شهاب ها و اشک ها، از آسمان چشم ها
سیاه، سبز، نقره ای
سپیده، باغ، آدمک
نه آسمان نقره ای نه قلب های شیشه ای
نمانده در سیاه شب
ستاره های نقره ای
دیر نیست...
مادر خوبم سلام
امشب دلم برای وجودت تنگ شده !
امشب که شب غربت توست من هم غریب و بی کس در میان آشنایان و دوستانم پرسه می زنم.
مادرم امشب که خسته ام از افکار روزمره و از تمام هستی و بود و نبودم ...تو تنهام نذار........
مادر خوبم امشب که شب قصه ی با تو بودنه...امشب که تموم هستی جمع شده در صدای ناله ات...
امشب که شب غربت علی است...
امشب که تموم گریه های عالم به خاطر نبود وجود نازنین توست...
ما رو بی جواب نذار...
مادرم
دلم شکسته اس از تمام روزهایی که هستم و بودنم مثله نبودمه...
مادر عزیز تر از جانم
امشب به داد دل فرزندت...نه ... فرزندانت برس.........
مادرم امشب تموم راز خلقت توی بودنت خلاصه شده...
امشب آسمون هم فرصت گریه نداره...
امشب فاطمه...فاطمه...فاطمه.........
تمام آسمان تو را صدا می زند و تو...
تمام زمین...تمام آدمها.............تمام روزهای بی تو سر شدن...
تنهایی علی...غریبی های زینب... بیتابی های حسین...
هر روز فاطمه هست و امروز فاطمه نیست ! نه ! تمام روزها بی تو سر می شوند و امروز روز توست...
مادرم امروز تنهاترینم بی تو...اشک هایم شوق دیدار تو را فریاد می کنند و تو در غربتی...
تو در قربتی و من بی بهانه ام مادر...
فقط دنیا بهانه ی بودنت را می گیرد...مادر
تقدیم به ساحت پاک فاطمه الزهرا...
از طرف تمام زمینی ها...........
بهار آمد و ما هستیم
****************
باغ را از دی کافور نثار آید
چون بهار آید لولوش نثار آید
باغ ماننده ی گردون شود ایدون که ش
زهره از چرخ سحرگه به نظار آید
این سومین سالی است که ما با شماییم و شما با ما.یک قصه بودیم که شروع شدیم و تا الان ادامه داشتیم و امیدواریم به پایان رسیدن این قصه خوش باشد.
یگانه،مهربان،عزیزم نازکم تولدت مبارک
صد سال به این سالها می شود صد حکایت
گر بخواهی یا نه همه می ماند در یادت
سالهای سال، روزهای روز می شود دفتر خاطراتت
کتی ... الهه ... سارا
![]()
خداوندا!
کیست که ساغر محبت از دست تو نوش کرد و حلقه ی بندگی دیگری در گوش کرد؟!
کدامین نرگس،پای نیاز در چشمه ی تو شست و چشم شیفتگی به تو ندوخت؟!
خدایا!
کدامین کهکشان بر گرد تو گشت و واله و حیران تو نگشت؟!
عزیزا!
کدامین نیلوفر آبی به عشق تو سر فرا آورد و جاذبه ی مهر تو دید و به برکه گریخت؟!
معشوقا!
کدامین انسان پیشانی عشق بر خاک ربوبیت تو سایید و شیرینی تو چشید و دل به دیگری سپرد؟!
دلبرا!
کدامین پروانه،شعله های ملتهب جمال تو دید و به ظلمت پناه برد؟!
امیدا!
کدامین یوسف به عشق رویای تو اواره نگشت؟کدامین یوسف در زیر سرپناه تو به زلیخا پناه داد؟
شاهدا!
کدامین موسی در کوه طور گداخته شد و حضور رقیب تو را دوام اورد؟
ربا!
کدامین مریم کلامی با تو گفت و لب از صحبت دیگران ننهفت؟
شور آفرینا!
کدامین محمد در حرا صدای تو شنید و نلرزید؟
"این مناجات دلنشین تقدیم به کسانی که در روزهایی نه چندان دور با ما بودند و سطر سطر دفتر
خاطرات ما از واژه های دل انگیز وجود آنها سرشار است."
سه تاییها*کتایون نوایی،الهه آرانیان و سارا مریدی*
فراموش نکنیم روزهای خوب گذشته را...
ای سبزپوش بالا بلند!
ای آقای همیشه!
وقتی پرده از چهره گشایی آسمان به احترامت کوتاه
می شود.
کوه در برابر بالای بلندت خرد می شود.
ستاره ها یه یمن حضورت،روشن جاوید می شوند.
خورشید خجلت زده از وجود تو نیامدن را به طلوع
ترجیح می دهد!
و اما من نمی دانم...نمی دانم چگونه ام آن هنگام...
محتاجم به یک چراغ،چراغ حضور...اما بیمناکم از
آن هنگام که نور بیاید و دیگانم آن را پس بزنند...
سلام یلداتون مبارک!
مرد تنهای پاییزی
راه خویش کشید و باز رفت
فصل سرما در راه است
شب یلدا ، اولین شب سرما
آری؛
بس دراز است
در برگریزان غصه
گـُله گـُله اشک روی گونه هایش جاری
در انتظار دخترک سبز بهاری
باز همان التهاب و اضطراب پنهانی
باز مرد عاشق رفت
دختر قصه هایش ماند
فریاد زد
در آخرین سحر زرد،خشک و نارنجی
دل تنهایی،دخترک بهاری
خریداری؟
جوابی نشنید باز
ثانیه های آخر طی شد
مثل هر سال و هر لحظه
مرد در انتظار یک پاسخ خشک و خالی ماند !
ابر حتی گریه می کرد
برای تنهایی یک مرد پاییزی...

بسم الله الرحمن الرحیم و سلام...
اینبار آمدم تا بگویم جاده بسته است
دل در راه است ، شاید در ترافیک گیر کرده !!
نمی دونم
آژیر قلب بلند شده
مثل اینکه تصادفی شده
آآآخ دلم
احساساتمون مصدوم شدن !!!

با ندیدنت سر می کنم
شاید خدا اینگونه می خواهد
اگر نمی خواهی نیا
ولی باورم کن...
و فقط برای تویی که فقط خدا میداند تو کیستی...

بسم الله الرحمن الرحیم
در رنگهای قالی دنبال رنگ عشق می گردم
هنوز هم رنگش کشف نشده!...
نمی دانم هر که یک رنگ است...
اما تا مبتلایش نشوی
نمی فهمی که رنگارنگ است !!!
و قشنگترین رنگهاست ...
اگر به کام تو باشد...........باور کن !!
یه سلام درست و درمون به همگی
چه خبرا؟خوش می گذره؟؟چکار می کنی؟؟؟
اولا" که به همه ی هنر دوستان و عاشقان شعر و ادب "از طرف سه تاییا" فوت شاعر بزرگ
کشورمون مرحوم قیصر امین پور رو تسلیت میگم ...
..................................................
اگرچه نیت خوبیست زیستن اما...
خوشا که دست به تصمیم بهتری بزنیم...........
""مرحوم قیصر امین پور""
روحش شاد و یادش سبز و جاویدان...